تغییر رنگ نمای ظاهری سایت
تحليل روان شناختى شخصيت شهيد ابوترابى
تحليل شخصيتى بزرگ چون ابوترابى ظرافت‏هايى را می ‏طلبد تا بتوان به برخى از زواياى وجودى او پى برد. نگاه به گذشته‏ ى او، بررسى ابعاد شخصيتى ابوترابى، توجه به اعمال، رفتار، اهداف، افق‏ها و چشم‏اندازها، دغدغه ‏ها و ابعاد معنوى، الهى و عرفانى وى، تعامل اجتماعى، بهداشت روانى و آثارى كه او بر ديگران گذاشته، نگرش‏هاى مثبت گرايانه، زندگى فردى و اجتماعى او و ساير زواياى شخصيت ابوترابى مباحثى است كه مى‏توان گذرا به آن‏ها پرداخت.
تحليل شخصيتى بزرگ چون ابوترابى ظرافت‏هايى را می ‏طلبد تا بتوان به برخى از زواياى وجودى او پى برد. نگاه به گذشته‏ ى او، بررسى ابعاد شخصيتى ابوترابى، توجه به اعمال، رفتار، اهداف، افق‏ها و چشم‏اندازها، دغدغه ‏ها و ابعاد معنوى، الهى و عرفانى وى، تعامل اجتماعى، بهداشت روانى و آثارى كه او بر ديگران گذاشته، نگرش‏هاى مثبت گرايانه، زندگى فردى و اجتماعى او و ساير زواياى شخصيت ابوترابى مباحثى است كه مى‏توان گذرا به آن‏ها پرداخت. پرداختن به شخصيتى كه خود ذوابعاد است و ابعاد شخصيتى او منجر به استحكام و قوى بودنش مى‏گردد، بسيار زيباست. در اين مختصر به برخى از ابعاد او پرداخته مى‏شود.

در يك نگاه عميق به سرگذشت زندگى ابرمردى تاريخى همچون ابوترابى درمى‏يابيم كه او در چه بسترهاى معنوى چشم به جهان گشوده است. خانواده‏ى او چگونه انسان‏هايى بوده‏اند. پدر و مادر او در زندگى‏اش چه نقش‏هايى داشته‏اند. پدرى عرفانى و فيلسوفى در شكل‏گيرى شخصيت معنوى او نقش كليدى را داشته است و در پرورش ابوترابى اهتمامى جدّى را معمول داشته است.

مادر شهيد كه از شيره‏ى جانش او را پرورش داده الگوهاى الهى و معنوى را در نظرش جلوه‏گر مى‏نمايد. ابوترابى كه از طرف پدر و مادر و خاندانشان مملو از معارف دينى و عمل بر سنت و سيره‏ى معصومين: است، وجودش سرشار از عشق به اهل بيت مى‏شود.

جد مادرى ابوترابى (علوى قزوينى) كه صاحب كرامات زيادى بوده نقش تعيين كننده‏اى در رشد معنوى وى داشته است كه در خاطرات معنوى از آن ياد مى‏شود.

ابوترابى از ابتداى كودكى تا آخرين لحظات عمرش در ارتقاى روح معنوى خويش با جديّت تلاش مى‏كرد و اين الگو او را شاخص نموده بود. ويژگى‏هاى شخصيتى او با توجه به عوامل‏{P . ر. ك؛ مهر نگاه اولياء از زبان ابوترابى (خاطرات معنوى 1)، به كوشش عبدالمجيد رحمانيان، انتشارات اميد آزادگان، چ 1، 1379. P}

تكامل دهنده‏ى شخصيت كه عبارتند از: 1. وراثت 2. محيط طبيعى و جغرافيايى 3. محيط اجتماعى 4. عوامل فرهنگى و تاريخى كه در او اثرگذار بوده است.

{P . شاملو، سعيد، روان‏شناسى شخصيت، انتشارات رشد، چ 4، 1372. P}

عوامل ذكر شده و تلاش و جديت آدمى براى وصول به مراحل عالى دين‏دارى و بهداشت روانى خود مى‏تواند انگيزه، اهداف، نگرش و غايت‏نگرى را جلوه‏گر نمايد. ابوترابى با توجه به شرايط و ويژگى‏هاى خاص خانوادگى، محيطهايى كه در آن زندگى كرده و تربيت الهى و قرآنى او همه و همه در شكل‏دهى شخصيت ابوترابى نقش داشته است. او در نوجوانى كه "هويت‏يابى" فرد شكل مى‏گيرد توانست بين خود، جامعه و طبيعت كه از مظاهر بهداشت‏{P Identity . P}

روانى است سازگارى ايجاد نمايد. با توجه به نگرش و ديدگاه انسان‏گرايى، ابوترابى معيارهاى انسانى را با گرايش به سالم بودن مورد توجه قرار مى‏داد. بنا به ديدگاه روان‏شناسى شناختى "كِلى" انسان اهل تفكر، انديشه و تعقل است. در تئورى شخصيت "كلى" انسان آينده‏نگر{P G . Kelly . P}

است و اين در حالى است كه برخى دانشمندان مانند فرويد انسان را اسير گذشته مى‏دانند. ولى آن چه مسلم است انسان از گذشته عبرت مى‏گيرد، در حال زندگى مى‏كند و براى آينده برنامه‏ريزى مى‏نمايد. با اين مقدمه به برخى الگوى شخصيتى از جوانب فردى، اجتماعى، معنوى، سياسى، اخلاقى و ... مورد عنايت قرار گرفت، عبارتند از:

1. پاك‏باش و خدمتگزار؛ يكى از شعارهاى اصلى سيد آزادگان مرحوم ابوترابى اين شعار بود. او از عمق وجودش اعتقاد داشت بايد به مردم خدمت كنيم. كراراً مى‏فرمودند: بايد افتخار كنيم كه مردم ما را لايق ديدند تا به كارهايشان رسيدگى كنيم و براى خدمت به مردم بايد با تمام وجودمان عمل كنيم كه اين همان اوج بهداشت روان است. عبادت جز خدمت به خلق نيست و اين همان شكل‏گيرى شخصيت قوى و معنوى شهيد است كه ذكر كرديم. او معقتد بود پاكى و سلامت نفس مى‏تواند انسان را به حق نزديك نمايد و خطاب روز قيامت به نفس زكيه و پاك به نفس مطمئنه اشاره شده است. يا ايتها النفس المطمئنه ارجعى... . ابوترابى مردم دار به‏{P . قرآن كريم، سوره‏ى والفجر، آيه‏ى 30 - 28. P}

معناى واقعى خود بود.

اصول بهداشت روانى در شخصيت شهيد با اين اشعار همخوانى كامل دارد. سازگارى فرد با خود، ديگران و جامعه، طبيعت، انعطاف منطقى، تعامل، همدلى و ... در رفتار او نشان داده مى‏شد. ابوترابى در كمپ‏هاى اسراى ايرانى در عراق حتى به عراقى‏ها هم خدمت مى‏كند تا جايى كه افسران عراقى هم وقتى مشكلى برايشان پيش مى‏آيد پيش ابوترابى مى‏آمدند تا مشكل آنها حل شود.

2. جهاد؛ يكى ديگر از ويژگى‏ها و خصوصيات سرور آزادگان اين بود كه از نوجوانى تا آخرين لحظات عمرش دست از جهاد برنداشتند. صفاتى چون شجاعت و نترس بودن، مقاومت و استحكام، تحمل شدايد و سختى‏ها و بسيارى از صفات ديگر در جهاد جاى دارد و ابوترابى قبل از اينكه به جهاد بيرونى بپردازد به جهاد با نفس پرداخت. ابوترابى قبل از انقلاب اسلامى فردى مبارز و شجاع بود، در آغاز دفاع مقدس با چمران به نبرد قهرمانانه مى‏پردازد و در اسارت چون شير مى‏غريد و مقاومت مى‏كرد و دشمن على‏رغم همه فشارهايى كه مى‏آورد، سر تسليم فرود مى‏آورد.

3. رفتار و تعامل اجتماعى؛ ابوترابى در رفتار خود با خود، با ديگران (حتى با دشمنان) و رابطه رفتارش در محضر الهى نوع خاصى بوده است. به طور مثال انواع رفتار در زمان اسارت مانند: رفتار عراقى‏ها با ايرانى‏ها، ايرانى‏ها با ايرانى‏ها و ايرانى‏ها با عراقى‏ها (در كتاب روان‏شناسى اسارت، اثر نويسنده‏ى مقاله به تفصيل آمده است) مورد عنايت قرار گرفته است. شهيد در{P . ر. ك؛ روان‏شناسى اسارت، ابوالقاسم عيسى مراد، انتشارات نورالثقلين، چ 1، 1385. P}

رفتار تعاملى خود با اسيران آن قدر شديد بود كه نبود او در سال‏هاى اسارت كاملاً لمس مى‏شد. او آن چنان با اسيران و حتى عراقى‏ها رفتار تعاملى خوبى داشت كه افسران، درجه‏دارها و سربازان عراقى گويى كه با برادرشان كه دلسوزشان است سخن مى‏گويند. ابوترابى سرتاسر گوش بود و به درددل‏هاى اسيران و مردم توجه مى‏كرد و اين چيزى نبود كه فقط در اسارت بلكه قبل از اسارت و پس از آزادى، در مجلس شوراى اسلامى و زمانى كه در سفرهاى خود به صورت پياده به سمت مشهد الرضا با پاى پياده حركت مى‏كرد، مشهود بود. هر كس با او سخن مى‏گفت گويى با تنها دوست صميمى‏اش رفتار مى‏كند. چرا كه با{P . ابوترابى در طى 10 سال پس از آزادى 10 بار پياده به مشهد رفت. P}

تمام وجودش براى رضاى خدا عمل مى‏كرد.

آقاى ابوترابى همان كسى بود كه همه به او پناه مى‏بردند. وقتى افراد به ايشان مراجعه مى‏كردند با نرمى و ملايمت و دلنشينى برخورد و رفتار مى‏كردند (آيةا... خامنه‏اى، رهبر معظم انقلاب).

4. بهداشت روانى؛ ابوترابى براساس اصول بهداشت روانى كه در قرآن، احاديث و روايات و سنت و سيره‏ى معصومين: آمده است به سلامت نفس رسيد. اصولى مانند اصل توحيد،{P . ر.ك، بهداشت روانى در اسلام، حسينى، سيدابوالقاسم، آستان قدس رضوى، چ 4، 1381. P}

مسئوليت‏پذيرى و مسئول بودن انسان، لزوم سالم بودن، ايمان، عدل، روابط اجتماعى، امر به معروف و نهى از منكر، امامت، آگاهى، نظارت الهى، آزادى و ... همه تأكيد مؤكدات اسلام است كه ابوترابى با دين‏دارى واقعى بهداشت روانى خود را تضمين كرد و داراى آرامش درونى قوى بود كه در چهره‏ى ايشان نمايان مى‏شد. ابوترابى آن قدر آرام و مطمئن بود كه گويى از عمق اقيانوس برآمده است. آن چنان ساكت همچون آسماان در شب‏هاى پرستاره در دل شب زنده‏داران غوغا مى‏كرد در عين حال رزمنده‏اى قهرمان (شهيد چمران، در توصيف شهيد ابوترابى).

5. عبادات، تضرع، دعا و مناجات؛ امروزه در دنيا انسان‏ها جاى معنويت را خالى مى‏بينند و نقش معنا و معنويت و دين در زندگى بشر نقش اساسى دارد. همايش نقش دين در بهداشت روان‏{P . اخيراً همايشى كه توسط سازمان نظام روان‏شناسى ايران و دانشگاه علوم پزشكى برگزار و به طور بين‏المللى مقاله‏هاى علمى ارايه گرديد. P}

كه نقش عبادات، دعا، مناجات در سلامت روان آدمى از اقصى نقاط جهان به آن پرداختند. معنويت، دعا، مناجات و عبادات بيشترين بهداشت روانى را در فرد ايجاد مى‏نمايد و باعث مى‏شود ميزان آسيب‏پذيرى فرد كاهش يابد و مقبوليت اجتماعى و مورد اعتماد و وثوق بودن فرد مورد توجه ويژه قرار گيرد. ابوترابى تضرع‏ها و مناجات عميق عرفانى او چه قبل از اسارت، چه در اسارت و چه پس از آزادى مصاديق بسيار زيادى داشت. گريه‏هاى طولانى او همه را به ياد خدا مى‏انداخت. ذكر مى‏شود وقتى ابوترابى سر به سجده مى‏گذارد و گريه مى‏كند آن قدر اشك مى‏ريزد كه زمين را خيس مى‏كند و اين عين سلامت روان اوست. ابوترابى مصداق واقعى كلام حضرت على 7 بود كه فرمود: المؤمن حزنه فى قلبه و بشرهُ فى وجهه. انسان مؤمن غمش در دلش و خوش‏رويى و شادابى را در اجتماع عملى مى‏كرد.

انسان‏هاى بزرگ مانند اقيانوس هستند كه با بزرگترين حوادث آرامش دارند. مثلاً ابوترابى با همه‏ى تهديداتى كه در اسارت به او مى‏شد تا جايى كه ميخ بر سرش مى‏كوبند و بارها شكنجه‏هاى دردناك بعثى‏ها را تحمل مى‏كند ولى خم به ابرو نمى‏آورد چون روح بلند او حوادث را كوچك مى‏كرد. اما روح‏هاى كوچك با كوچكترين حوادث مانند بركه‏اى كه سنگى در آن پرتاب شود تا مدت‏ها موج مى‏گيرند و آرامش ندارند. ابوترابى از امام(ره) ياد گرفته بود تا با ارواح معصوم قرابت داشته باشد و كمال يابد.

6. تواضع و فروتنى؛ مردان بزرگ چون عظمت يابند تواضع كنند. ابعاد تواضع متفاوت است فخرفروشى گاهى به مقام و پست و مال و منال است، گاه به دين و ديانت و تقوى و ورع است، گاه به تحصيلات و مدارك علمى و تأليفات و نوشتن است و يا هر چيز ديگر كه انسان را تهى مى‏كند. ابوترابى با اينكه قبل از اسارت داراى تحصيلات علمى و حوزوى بوده و داراى موقعيت‏هاى اجتماعى مناسب «نماينده‏ى حضرت امام(ره)»، و پس از آزادى بالاترين رأى را در مجلس شوراى اسلامى مى‏آورد و نماينده مقام معظم رهبرى است اما اصالت دينى و زمينى بودنش را فراموش نمى‏كند و اين است كه ابوترابى را آسمانى‏اش مى‏كند.

7. تحصيل علوم اسلامى و آشنايى به معارف دينى؛ ابوترابى ديپلم رياضى مى‏گيرد، در حوزه درس مى‏خواند، دانشجوى دانشگاه الازهر مصر مى‏شود و درس مى‏خواند و درس مى‏دهد. اما فرق درس خواندن ابوترابى با بسيارى از درس خوانده‏ها اين است كه او از اين حديث معصوم الهام گرفته است. "اول العلم معرفة الجبار و آخر العلم تفويض الامر اليه. ابوترابى در اسارت هرچه مى‏گويد چون كلام دل است بر دل مى‏نشيند و همان مى‏شود آموزش‏هاى دينى. به قول شاعر:

رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند

بنگر تا چه حد است نشان آدميت‏

8. ايثار و جوانمردى؛ وقتى سخن از ايثار مى‏شود ابوترابى داوطلب است. نقل مى‏كنند وقتى ابوترابى قبل از انقلاب توسط ساواك دستگير و زندانى مى‏شود در زندان جوانمردانه در مقابل دشمن مى‏ايستد. و با مؤدبانه‏ترين برخوردها حتى به استقبال حوادث مى‏رفت (نقل شده در يادواره ابوترابى در دانشگاه تهران). وقتى در اسارت جانبازى مورد شكنجه‏ى وحشيانه عراقى‏ها قرار مى‏گرفت ابوترابى خود را سپر بلاى جانباز مى‏كند تا شلاق‏ها بر بدن جانباز اصابت نكند. در ميدان‏هاى مختلف او به استقبال مى‏رود چرا كه زندگى براى او معنا پيدا كرده و رنج بار اخروى يافته است. ابوترابى خريدار درد است.

{P . براساس معنا درمانى ويكتور فرانكل معنا دهى به زندگى و درد و تحمل رنج و سختى انسان‏ها را به اصل خود نزديك مى‏كند. P}

عاشقى يعنى خريدار بلا

يعنى اين كه البلا للولا

{P . سائل، (عيسى مراد)، مثنوى عشق، 80. P}

9. الگوى عرفان عملى به جاى عرفان نظرى؛ ابوترابى قبل از آنكه به عرفان نظرى بپردازد در عمل عارفانه به قصد قربة الى ا... عمل مى‏كرد. او هر چند از عرفان نظرى بهره گرفته بود ولى در آن ماندگار نگشت چون سير و سلوك واقعى در عرفان عملى است. او وقتى از كسوت طلبگى به رزم مى‏پردازد و جهاد نفس را با جهاد در جبهه و اسارت و زندان توأم مى‏كند و وقتى دردى را از دوش اسيرى برمى‏دارد و يا غمى را از وجود مراجعه كننده‏اى مى‏زدايد معنايش اين است كه اين همان عرفان عملى است. عرفان كه از بلنداى افق گفتن نيست بلكه در زمين با فرشيان به حشر و نشر پرداختن و وجودش را بر عرش پيوند دادن است. عرفان ابوترابى از نوع مردم دارى به معناى واقعى بود. نوع عرفان ابوترابى با رزم و جهاد و تحمل شكنجه و زندان رفتن بود. امام صادق 7 در تعريف ايمان مى‏فرمايد: "ايمان گواهى دادن به يكتايى خدا، اقرار به آنچه‏{P . اصول كافى 38/2 به نقل از جهاد با نفس، ابوترابى، سيدعباس، انتشارات ارون، 1378. P}

نزد خداست و تصديق قلبى و عمل به اركان است و در نهايت مى‏فرمايد: ايمان جز به عمل ميسور نيست. دين باورى و دين دارى واقعى در عمل انسان نشان داده مى‏شود. سكوت‏هاى معنى دار ابوترابى گاه از هزار سخن گفتن برترى داشت؛ چرا كه او عاقلانه سخن را به وقت سخن مى‏گفت و سكوت را به وقتش. اين است كه ابوترابى مثال زدنى مى‏شود و عرفا از او به غبطه ياد مى‏كنند.

10. ابوترابى و خانواده؛ انسان‏هاى بزرگ با همه دغدغه‏هاى اجتماعى، سياسى، مبارزاتى و ... به خانواده نيز توجه مى‏كنند و در ارتباط با خانواده چنان محبوبيت و مقبوليتى دارند كه فقدانش را احساس مى‏كنند. در اين وادى ابوترابى انسان موفقى بود چرا كه هم در ازدواج با همسرى كه چون او مى‏انديشيده و از خانواده‏ى اهل عرفان و عمل بوده، زندگى مشترك را شروع مى‏كند و على‏رغم اوقاتى كه ابوترابى در زندان شاه، مبارزات تشكيلاتى بر عليه رژيم شاه، مبارزات ضد اسرائيلى در لبنان و مدت زمان حضور در دفاع مقدس و سال‏هاى طولانى در اسارت و پس از آزادى كاروان رهپويان و نمايندگى مجلس و ساير مسئوليت‏هاى اجتماعى، اما كانون خانواده‏اش گرم و فرزندان او مثال زدنى و ارتباطات تعاملى آن‏ها جالب توجه بوده است. زندگى سراسر اخلاقى و عرفانى ابوترابى با دغدغه‏هاى دينى از ابوترابى خيرات و بركاتى ايجاد نموده كه روح اميد را در خانواده متجلى كرده است. ابوترابى پس از پايان جنگ و اسارت مى‏گويد: من 13 پاداش اسارتم - اگر پاداشى هست - به همسرم كه رنج و درد را تحمل كرد، تقديم مى‏كنم.

{P . منشور پاكى و خدمتگزارى (مجموعه‏ى سخنان ابوترابى) به كوشش عبدالمجيد رحمانيان، انتشارات اميد آزادگان، چ 1، 1383. P}

11. ورزش و آمادگى جسمانى؛ ابوترابى على‏رغم همه‏ى درگيرى‏هاى كارى، اجتماعى و شغلى، ورزش مى‏كرد. كسانى كه او را در پياده‏روى مى‏ديدند مى‏دانند او چگونه هم به امور مردم مى‏پرداخت و هم به سرعت از كاروان رهپويان حرم تا حرم عقب نمى‏افتاد. كوه‏پيمايى او داستانى عجيب دارد كه او چگونه خود را بر بالاى قله مى‏رساند. ورزش‏هاى باستانى را به خوبى انجام مى‏داد و بينندگان را به تعجب وا مى‏داشت. او به ورزش جسم و آمادگى رزمى و جسمانى مى‏پرداخت تا در كنار آمادگى و تقويت روح و روان و اخلاق و عرفان بتواند سلامت بيشتر را حس نمايد. او ديگران را هم به ورزش و تقويت جسم و روح و روان توصيه مى‏كرد.

12. مديريت دينى با نفوذ در قلوب؛ بهترين نوع مديريت از ديدگاه اسلام حاكميت بر قلوب است. مديريتى كه با علم و حلم همراه است. حضرت على 7 مى‏فرمايد: الحلم عشيرة، حلم و بردبارى قبيله آدمى محسوب مى‏شود.

{P . نهج‏البلاغه، ج 6، ص 1372. P}

ابوترابى با تأكيد بر سنت و سيره‏ى معصومين: با مديريت دينى و الهى به مديريت مى‏پرداخت و چون با تمام وجودش با انسان‏ها برخورد و رفتار انسانى داشت، خداوند مهرش را به دل انسان‏ها مى‏افكند و همه شيفته‏ى او مى‏شدند. آثار روانى مثبت در چهره‏ى ابوترابى نمايان بود و چون خيرخواه مردم بود، بر دلها ره مى‏گشود. ابوترابى چون با اخلاص، صداقت، سلامت نفس، عاشقانه و دين دارانه براى مردم كار مى‏كرد و با فنون مديريتى به معناى واقعى آن آشنا بود در مديريتش موفق بود. مگر نه اين است كه مديريت پاسخگويى به انسان‏هايى كه نيازمند اويند و اصلاح امور انسان‏ها و جامعه براساس چارچوب الهى است. ابوترابى چنين بود آنچه را كه براى خود مى‏پسنديد براى ديگران همان مى‏پسنديد و گاه بيشتر و بهتر. مصاديق اخلاق محورى رفتارهاى ابوترابى در سلسله كتاب‏هاى خاطرات معنوى (گفته‏ها و ناگفته‏هاى ابوترابى) منشور پاكى و خدمتگزارى و توصيف‏هاى شعرا و نويسندگان در اوصاف شهيد خود بيانگر شخصيت ابوترابى بزرگ است.

خلاصه اينكه ابوترابى داراى خصايص و ويژگى بسيار زيادى بوده كه از منظر روان شناختى مى‏تواند فوق‏العاده اثرگذار باشد. در اين مختصر نتوانستيم به حق شأن و شخصيت ابوترابى پرداخته شود. كافى است سخنان و بيانات بزرگان دينى، اجتماعى و ... در مورد شخصيت ايشان خود دورنمايى از افق‏هاى وجودى اين مرد بزرگ را عيان مى‏كند، توجه كنيم. ابوترابى عارفى گمنام بود كه بى‏آنكه شعار عرفانى دهد يك عارف شيداى به تمام معنا بود.{P . نامى كه شهيد چمران در شأن شهيد ابوترابى به كار برد. P}

عطش انسان‏هاى بسيار كه بر ابوترابى مى‏بالند و برايش مى‏نويسند و سرايند، از او به عنوان الگوى مثال زدنى ياد مى‏كنند و هزاران توصيف ديگر، بيانگر آن است كه ابوترابى بسيار بزرگ بوده و شناساندن او به عنوان يك الگوى عرفان عملى براى جوامع بشرى بسيار مورد نياز است. در اين مختصر به همين اندازه از صفات و برجستگى‏هاى ديگر شخصيت اين انسان پرعظمت بسنده مى‏كنيم و خطاب به او مى‏گوييم:

اى مقامت جنت المأوى دوست‏

در جوار رحمت اعلاى دوست‏

اى جوارا... تو را خُلد برين‏

واصِل نور كمال برترين‏

مادرت زهرا(س) تو را نزدش كشيد

در جواب عشق تو روحت خريد

خوش تو را باشد خريدارت خداست‏

جايگاهت در جوار انبياست‏

آزاده، ابوالقاسم عيسى‏مراد
1392/4/8


نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
* متن کامنت :
 

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
5.5/10 (تعداد آرا 110 نفر )